زندگی نامه به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
من در 9 دی 1353 در فیرورق= پره متولد شدم (به مدخل Firurag در دائره المعارف ویکی پدیا یا ایرانیکا 18 جلدی مراجعه شود ویراستاری دائره المعارف ایرانیکا را مرحوم پرفسور احسان یار شاطر که متولد همدان بود برعهده داشت.او متولد 1299 و متوفی 1396 بود.ایران در زمره ی 6 کشوری است که دانشمندان و استادان آن تاکنون توانسته اند دائره المعارف ایرانیکا بنویسند: انگلیس، آمریکا، فرانسه، روسیه، آلمان و ایران کشورهای دارنده ی دائره المعارف می باشند. یک روز به کودکستان رفتم. دوره ی ابتدایی را در مدرسه ی زینب، عمار یاسر و خادم حسینی به پایان رساندم. مقطع راهنمایی را در مدرسه ی مرتاض فیرورق و دوره ی دبیرستان را در دبیرستان شهید غفارلوی فیرورق تمام کردم. در سال 1375 هجری شمسی وارد دانشگاه تبریز شدم و در سال 1379 از دانشگاه مذکور فارغ التحصیل شدم. از سال 1379 مطالعه ی گسترده ی شش کتاب را شروع کردم و در سال 1392 تألیف سه کتاب را به پایان رساندم و چاپ کردم و تألیف سه کتاب دیگر را در سال 1393 تمام کردم و به چاپ رساندم. مدتی را با روزنامه ها و هفته نامه های خوی و تهران کار کردم (مطالب ترجمه شده را به آن ها می فرستادم) و در حال خاضر با یک هفته فاصله و یک ماهنامه خوی کار می کنم. من طرفدار دایمی تیم ملی فوتبال آلمان و باشگاه اف سی بایرن مونیخ می باشم و در باشگاه بایرن مونیخ با آقای فرانس بکن بائر که اسطوره ی فوتبال آلمان است و بازیکن قرن آلمان محسوب می گردد دوست می باشم و تبریک ها و پیام های خودم را به ایمیل این باشگاه می فرستم. آقای فرانس بکن بائر متولد 11 سپتامبر 1945 میلادی و ساکن مونیخ و متوفی 7 زانویه 2024(در شهر سالزبورگ اتریش) می باشد.استفان بکن بائر پسر فرانس بکن بائر در 1 دسامبر 1968 در شهر مونیخ آلمان متولد شد .مر حوم استفان بکن بائر در 31 جولای 2015 میلادی در اثر ابتلا به بیماری تومور مغزی درگذشت و از این بیماری مدت طولانی رنج می برد در حالی که پدرش فرانس بکن بائر در کنار رختخواب او بود و گریه می کرد. روح استفان بکن بائر شاد و یادش گرامی .مونیخ و ورزشگاه آلیانس آرنا غرق در سوگ و ماتم بود.
فدراسیون فوتبال آلمان یا DEUTSCHER FUSSBALL-BUND در28 ژانویه 1900 میلادی تاسیس شد. تیم ملی فوتبال آلمان و القاب آن Nationalmannschaft -Die Mannschaftیعنی تیم Nationalelf یعنی یازده ملی پوش DFB-ELF یا یازده ملی پوش Die Adler یا عقاب ها و Schwarz und WeiB یا سیاه و سفید مربیان تیم مانشافت از اول تا آقای یوآخیم لو آقای اتو ترنز که معلم مدرسه در شهر مانهایم بود اولین مربی تیم مانشافت از سال های 1926-1936 بود و DFB به دلیل رکود بزرگ توانایی اعزام تیم ملی به اروگوئه رادر سال 1930 برای نخستین دوره ی جام جهانی فوتبال نداشت.بعد از آقای نرتز سب هربرگر به عنوان مربی آلمان منصوب شد.درجام جهانی 1934 آلمان ها سوم شدند ولی در جام جهانی 1938 به علت استفاده کردن از 4 بازیکن اتریشی آلمان در اول حذف شد و بدترین نتیجه ی جام جهانی آلمان کسب شد.هانس یاکوب آلبین کیتزینگر لودویگ گلدبرونر و ارنست لهنر چهار فوتبالیست آلمانی بودند که از تیم ملی آلمان کنار گذاشته شدند.در ماه مارس 1938 میلادی اتریش بخشی از آلمان شد و فدراسیون فوتبال اتریش بخشی از فدراسیون آلمان شد.آلمان به هیتلر و رایش سوم باخت.آلمان در جام جهانی 1950شرکت نکرد.در سال 1964 هلموت شون جانشین سپ هربرگر شد.در طول 14 سال مربیگری تیم ملی فوتبال آلمان غربی آقای هلموت شون 87 پیروزی 30 مساوی و. 22 شکست در 139 مسابقه به دست آورد ودر 25 مسابقه جام جهانی در 16 مسابقه پیروز شد و پر افتخارترین و موفق ترین مربی تیم مانشافت به حساب می آید.در سال 1978 یوپ دروال به عنوان مربی آلمان منصوب شد.فرانس بکن بائر از سال 1983 تا 1990 و برتی فوگتس از سال 1990-1998 و اریش ریبک از سال های 1998-2000 و و رودی فولر ملقب به رودی ملی از سال های 2000-2004 و یورگن کلینزمن از سال های 2004-2006 مربیان تیم ملی مانشافت بودند.و یوآخیم لو از سال های 2006-2018 مربی تیم ملی فوتبال آلمان خواهد بود و در حال حاضر هانس -دیتر یا هانسی فلیک مربی تیم ملی فوتبال آلمان است و با ریاست آقای برند نویندورف Bernd Neuendorf رییس فدراسیون فوتبال آلمان آقایان کارل هاینتس رومنیگه رودی فولر ماتیاس سامر اولیور کان و اولیور مینتزلاف به او در پست های تخصصی خود در یورو 2024 کمک خواهند کرد اولیور مینتزلاف دونده ی دوی استقامت آلمان و مابقی فوتبالیست های مشهور آلمانی هستند. آلمان بیشتر بازی های ملی را در ورزشگاه المپیک برلین انجام داده است.مربیان تیم ملی فوتبال آلمان از آغاز تا حالا به شرح زیر هستند:
Prof. Dr. Otto Nerz- Sepp Herberger- Helmut Schon- Jupp Derwall- Franz Beckenbauer- Berty Vogts- Erich Ribbeck-Rudi Voller
Jurgen Klinsmann-Joachim Low-Han-Dieter Flick-
آلمان پر افتخارترین تیم اروپایی در جام ملت ها اروپا می باشد.
1954 و 1974 و 1990 و 2014 قهرمان جام جهانی - 1966 و 1982 و 1986 و2002 نایب قهرمان جام جهانی -1934 و1970 و 2006 و 2010 مقام سوم جام جهانی و 1958 مقام چهارمی-1972 و 1980 و 1996 قهرمان جام ملت های اروپا -1976 1992 و2008 نایب قهرمان جام ملت های اروپا -1988 و 2012 و 2016 مقام سوم جام ملت های اروپا -قهرمانی 2017 در جام کنفدراسیون ها و سومی 2005 در آن المپیک تابستانی قهرمان 1976 نایب قهرمان 1980 و 2016 و سومی 1964 و 1972 و 1988 و چهارمی 1952.عملکرد یوآخیم لو 2008 دومی 2010 سومی 2012 سومی قهرمانی 2014 و سومی 2016 و حذف گروهی در 2018.کارنامه ی لو درخشان است و قراداد او چهار تمدید شد و به قول آقای یورگن کلینزمن بازیکنان مانشافت از آمادگی و شایستگی خوبی در جام جهانی 2018 روسیه برخوردار نبودند.وست فالن منطقه ی فوتبال خیز المان می باشد.آقای لوتار ماتائوس بعد از 30 سال سفری ترتیب داد که 22 بازیکن تیم قهرمان جام جهانی 1990 میلادی به همراه آقای فرانس بکن بائر به ایتالیا سفر کردند و عکس یادگاری گرفتند و یک روز در هتل ایتالیایی ماندند.آقای یورگن کلینزمن عکس را توویت کرد.لوتار ماتائوس 150 بازی ملی برای آلمان انجام داد و بعد از او میروسلاو کلوزه و باستین شواین اشتایگر ( 121 بازی) قرار دارند.اولین گلزن آلمان میروسلاو کلوزه با 71 گل در 137 بازی می باشد دومی گرد مولر است که در 62 بازی 68 گل برای آلمان به ثمر رساند سومی رودی فولر می باشد که در 90 بازی 47 گل برای آلمان زد و یورگن کلینزمن در 108 بازی 47 گل را برای آلمان به ثمر رساند و چهارمی کارل هاینز رومنیگه است که در 95 بازی 45 گل برای آلمان زد.فریتس والتر فرانس بکن بائر لوتار ماتائوس و فلیپ لام(باستین شواین اشتایگر ) بترتیب کاپیتان های آلمان در 4 قهرمانی جام جهانی بودند.فریتس والتر مرده است. من به ادبیات انگلیسی و فارسی خیلی زیاد علاقه دارم. و به طور خلاصه ادبیات چی هستم. ادبیات انگلیسی دارای شهرت جهانی است و به قول علامه علی اکبر دهخدا زبان فارسی ملکه ی زبان های زنده ی دنیاست.
محل تولد فیرورق
فیرورق از سال 1346 دارای شهرداری بوده و به عنوان دومین شهر شهرستان خوی شناخته شد. بخش کشاورزی فیرورق خیلی مهم است که شغل عمده ی مردم این منطقه می باشد و از میوه های آن آلبالو، گیلاس، گردو، گلابی، سیب قره یارپاق، قیزیل آلما، کپک آلما، سلطان الچه و ... می باشند و به نوشته ی جیمز موریه ارابه ی چرخ دار برای اولین بار در پره استفاده می شد. فیرورق یا پره در 32 کیلومتری کوه اورین و 7 کیلومتری غرب شهرستان خوی قرار دارد. دین مردم این شهر اسلام و 99 در صد شیعه و زبان مردم این شهر ترکی آذری می باشد.تکم چی از رسوم سنتی و قدیمی در آستانه ی سال نو در آذربایجان می باشد که امروزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.در زمان های قدیم تکمچیان در آذربایجان به عنوان پیش آهنگ عید نوروز شناخته می شدند.تکم عروسی چوبین با روکش مخملی و اغلب پارچه ی قرمز تزیین شده است.تکمچیان با اعلام فرا رسیدن سال نو شعار و ترانه هایی را درباره ی نوروز و بهار مجدد طبیعت می خوانند.فیرورق یا پیره 11 هزار نفر جمعیت دارد.حدود 500 سال قبل در جریان وقوع جنگ چالدران شاه اسماعیل صفوی و پیرمحمد استاجلو یکی از سرداران صفوی به همراه قشون ایران در شاه بولاغی فیرورق (پره) اطراق نموده که در مدت این اقامت مردم مهمان نواز و خونگرم فیرورق پذیرای سپاه صفوی بودند که دلالت بر آبادانی و اهمیت شهر در آن زمان دارد.جهت احترام به شخصیت والای آن سردار شجاع ( پیره محمد استاجلو )نام محله ی بزرگ به پیره مشهور و نام گذاری گردید.پیره یعنی دانا و عالم و پیره لیق به ترکی به معنی مکان دانایان بوده و در زبان فارسی به فیرورق تبدیل شده است. حاکمان خوی (دنبلی ها) این منطقه را به عنوان اقامتگاه و استراحتگاه برای خود انتخاب می کردند که احداث ملا باغی و طاباغاباغی یا 7 طبقه ی فیرورق ( به توضیحات یایین مراجعه کنید که بسیار جالب و ضروری می باشند). و ائل حامامی و آغالبق حایاتی در حاکمیت محمدبیگ و شهباز خان دنبلی گواه بر این ادعاست. وجود منطقه محمدبیگ کوچه سی در شهر فیرورق شاهد حاکمیت چندین ساله در خوی و فیرورق می باشد. نیز در اواخر حاکمیت شهباز خان دنبلی محله ارامنه به شهرستان خوی صورت گرفته که اهالی شهرستان خوی شهباز خان که در ملا باغی فیرورق مستقر بوده را به عنوان فرمانده و مدافع قلعه ی خوی منصوب کردند که در این جنگ شهبازخان به شهادت رسید. در زمان مشروطیت نیز فیرورق سابقه ای درخشان دارد. بدین ترتیب که امیر اسدالله قراعینی و پسرش هدایت خان فرماندهی مشروطه خواهان این منطقه را برعهداه داشتند و در برابر قشون استبداد به پیروزی رسیدند. از بعد فرهنگی بعد از شهر خوی دومین مدرسه به نام مدرسه ی حکیم قطران تبریزی در سال 1304 شمسی در شهر فیرورق تاسیس شد و در حال حاضر دانشگاه پیام نور در فیرورق تاسیس گردیده است. و افراد بزرگی از فیرورق تاکنون برخاسته اند. و مردمان این منطقه 400 سال پیش ابزارهای موسیقی مثل گیتار را ابداع کردند. در حال حاضر یک آموزشگاه زبان های خارجی به نام بصیرت به صورت فعال در فیرورق وجود دارد.آقای داوود جعفرزاده کتابی نوشت که نامش فیرورق در یک نگاه می باشد و هفته نامه خوی آن را چاپ کرد.این کتاب مطالب مهم و خواندنی زیادی دارد و نایاب است .تحقیق آقای داوود جعفرزاده قابل تحسین است و خرید آن را به دانشجویان و محققان توصیه می کنم.آقای داوود جعفرزاده کتاب دیگری به زبان آذری دارد که بزودی چاپ خواهد شد.در فیرورق با تبخیر کود حیوانی گاز طبیعی درست می شود که تایید شده و فیلمبرداری شده است. استاد عبدالله قاسمی و استاد علی اصغر جعفرزاده و دکتر رضا صفرعلیزاده استاد ژنتیک دانشکده ی علوم طبیعی دانشگاه تبریز (متولد ینگجه ی فیرورق و ساکن تبریز)از مشاهیر فیرورق می باشند.طاباغا باغی یا باغ 7 طبق فیرورق به طوری که از نامش پیداست از مشرق به مغرب در 7 طبقه ی پلکانی کشیده شده است. باغ هفت طبفه فیرورق(پره): در 6 كیلومتری غرب خوی، شهر پرطراوت و زیبایی به نام (پره) قرار دارد كه در اسناد و مدارك رسمی فیرورق نوشته می شود، این شهر كه از توابع شهرستان خوی است، در گذشته از املاك و سكونت گاه های قدیمی دنبلی ها بود. و بنا به مندرجات گزارش های تاریخی، محل استراحت و ییلاق دنبلی ها و حكمرانان آن وقت محسوب می شد و اگر بزرگی از امرای شهر بیمار می شد، برای یافتن شفا به آن شهر روی می آورد. (پره)، در گذشته دارای چشمه های فراوانی با آب زلال و گوارا بود، متأسفانه در سالیان اخیر به سبب كم آبی، بسیاری از آنها، كور شده اند. هم اكنون نیز (پره) و اطرافش جزو تفرّجگاه های مردم خوی، به حساب می رود. و روزهای تعطیلی اهالی میهمان دوست (پره) پذیرای میهمانان خوانده و ناخوانده فراوانی از مردم شهر و حتّی اطراف هستند. شهبازخان دنبلی، پیش از عهده داری دفاع خوی، در برابر هجوم عثمانی ها و كشته شدن در جنگ با آنها، در سال 1136 هجری قمری مقیم آنجا بود، محمّدبیگ، پسر كوچك شهبازخان دوّم، پسر عموی احمدخان دنبلیحكمران لایق و شایسته خوی، باغ هفت طبقه ای در (پره) احداث كرده است. به نقل كتاب های تاریخی، محمّدبیگ، معادل بیست هزار تومان، خرج خاكریزی طبقات، و ساختمان دیوار پیرامون طاباغاباغی كرد، امّا فرصت اتمام آن را نیافت، در دو قسمت دیوار جنوبی، دو قلعه كوچك، جهت دیده بانی و نگهبانی ساخته شده بود، این باغ با اینكه مالك خصوصی داشته و دارد، هم اكنون نیز، در اختیار خانواده فروتنی است. از گردشگاه های خوی بود و دریاچه ای كوچك یا استخری ، در وسط آن قرار داشت كه متأسفانه از بین رفته و هم اكنون با اینكه در آن تغییراتی به وجود آورده اند، ولی آثار دیوار در بسیاری از نقاط و طبقات آن باقی مانده است. در حاشیه دیگر خیابان انقلاب فیرورق، روبروی طاباغاباغی، حمّامی قدیمی وجود دارد، كه چند پلّه از سطح خیابان پائین تر است و به گفته بعضی از معتمدین محل، آنجا نیز از ساختمان های دوره محمّد بیگ می باشد، و در پشت حمّام مزبور كوچه ای است كه محمّد بیگ، نامیده می شود. و حمّام مزبور هم اكنون رونقی ندارد و در مورخه ی 1398/4/1 جهت ساختمان سازی مسطح گردید و اثری از حمام باقی نماند. این باغ در شهر فیرو رق یا ( پره ) در کنار خیابان اصلی وبا حصار بلند در ضلع غربی شهر خود نمایی میکند . این حصار تنها با قیمانده ازآ ثار حصار های قدیمی است که تحریب نشده است . این بنا ها در تاریخ خوی به دوران طلایی خاندان دنبلی در خوی می رسد .با هجوم دشمنان و جنگ های خانمان سوز به ساختن حصار ها وقلعه ها در مناطق مهم لازم بودکه در شهر خوی و فیرورق اقدام شود. این باغ بزرگ که تا حدودی قسمت غربی شهرقدیم را تشکیل میداد همچنا ن با حصار بلند و مستحکم که عظمت و قدمت تاریخی شهر را بیان میکند امتداد باغ تا کوهپایه غربی شهر ادامه دا رد .این باغ ازاملاک و سکونتگاه خاندان دنبلی ها بود ه و شهبازخان بزرگ در سال 1136 ه- ق مقیم این باغ بوده و محمد بیگ پسر شهبازخان دوم این باغ را با هزینه 20000 تومان که در ساخت دیوار و قلعه و خا کریزی مصرف نموده احداث کرده است . اما فرصت اتمام آن را نیافت و دو قلعه کوچک در دیوار جنوبی جهت دیده بانی ساخته شده بودو دیوار شرقی با ارتفاع چشمگیر با قامتی استوار خودنمایی میکند . در زمان حاکمان رعیت پرور دنبلی هاچهره مناطق مختلف شهری و روستایی را دگرگون شد و این باغ در شمال غربی خوی محل گردشگری و تفرجگاه بزرگان با حصار های بلند با فضای سرسبز به صورت پلکانی در 7 طبقه با درختان گیلاس و انواع میوه همچون باغ دلگشا ساخته شد که هنوز هم محل گر د شگری را این شهر از آن زمان با خود ید ک می کشد و روز های جمعه مردم شهر های اطراف جهت سیر و سیاهت در میسر جاده قدیمی که زمانی به جاده ابریشم معروف بود می پردازند .تا 20 سال پیش این باغ با این که مالک خصوصی داشت اما محل گردشگران بود و جهت رفاه گردشگران و حفظ این اثر تاریخی که باید این اثر محفوظ بماند به جای این باغ پارگ جنگلی فیرورق احداث گردید که نمونه مشابه باغ در این محل بصورت پلکانی و تاسیسات رفاهی و تفریحی که در ایام تعطیلی پذیرای گردشگران بومی و غیر بومی می باشد .
امام حسین علیه السلام از منظر اندیشمندان و متفکران غربی و شرقی
دار و ندار من فدا و قربان قبر شش گوشه ی امام حسین باد.گردنت را از دور می بوسم که حضرت محمد از نزدیک می بوسید.همسر امام حسین دختر یزدگرد سوم بوده نام او شهربانو متولد شیراز و قبر او در تهران است.زینالعابدین پسر شهربانو و امام حسین می باشد.سلام بر حسین و اولاد و اصحاب او .
Death with dignity is better than a life of humiliation.Hussain ibn Ali
In the traditional mystery plays about struggle for power among the imams ,Mahomed's descendant ,one character was Shumr who according to tradition tortured his enemies by thirst.Soviet Literature Monthly ,No. 9 1978 p.9
بی تردید، حضرت سیدالشهدا(ع) از چنان فضایل وکراماتی برخوردار است که هیچ قلمی را یارای بیان آن نیست و چه بسا نکته های ارزشمندی که درباره وجود مقدس آن حضرت
ناگفته مانده اند و در هر عصری تنها گوشه هایی از عظمت شخصیت و حرکت الهی آن بزرگوار بر جهانیان آشکار شده است.
به گزارش سرویس بین الملل شفقنا، امام حسین(ع) ازمحبوبیتی عالمگیر برخوردار است، چگونه کسی می تواند خالق بزرگترین حماسه تاریخی را نشناسد و به بزرگی و علو
مقام آن حضرت اقرار نکند؟ آن امام بزرگواری که نه تنها در قلوب شیعیان خود نفوذ کرد، بلکه گروه های غیراسلامی نیز او را انسانی آزاد و آزاده شناخته
و برای آن سرور آزادگان امتیازات خاصی را قایلند.
تاثیر شخصیت امام حسین (ع) و فداکاری هایشان در روز عاشورا، به حدی است که حتی اندیشمندان و متفکران بزرگ جهان بالاخص در جهان غرب نیز از این تاثیر بی بهره
نبوده اند،به نحوی که بسیاری از آن ها در کتب و نوشته های خود نسبت به ابعاد شخصیتی آن حضرت اظهار شگفتی کرده اند. برای روشن شدن این امر بخش هایی از اظهارات
برخی از این اندیشمندان و بزرگان جهان را نقل می کنیم:
آنتوان بارا، اندیشمند مسیحی و ادیب سوری می نویسد: اگر حسین (ع) از آنِ ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر میافراشتیم و در هر روستایی، برای او منبری
برپا میکردیم و مردم را با نام حسین به مسیحیّت فرا میخواندیم.
توماس کارلایل، مورخ و اندیشمند اسکاتلندی می نویسد:بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم، این است که حسین(ع) و یارانش به خدا ایمان استوار داشتند. آن ها
با عمل خود روشن کردند که کمبود عددی در جایی که حق و باطل رو به رو می شوند،اهمیت ندارد و پیروزی حسین(ع) با وجود اقلیتی که داشت، باعث شگفتی من است.
چارلز دیکنز، نویسنده معروف انگلیسی می نویسد: اگر منظور حسین(ع) جنگ در راه خواستههای دنیایی بود، من نمیفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟
پس عقل چنین حکم میکند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.
ادوارد براون پروفسور و مستشرق انگلیسی عنوان می کند: آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟حتی غیر مسلمانان هم
نمی توانند پاکی روحی که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت را انکار کنند .
فردریک جمس یکی دیگر از بزرگان و اندیشمندان غربی نیز معتقد است: درس امام حسین (ع) و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی و ترحم و محبت وجود
دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هرگاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد
ماند.
مسیو هاربین آلمانی می گوید: اگر در کلمات و گفتار حسین(ع) درست دقت شود معلوم خواهد شد که هدف و آرمان حسین (ع) جلوگیری از ستم بود و این همه قوت قلب و از
خود گذشتگی را در راه مقصود عالی خویش خرج کرده است. حتی در آخرین دقایق زندگی طفل شیرخوار خود را قربانی حق و حقیقت نمود و با این عمل اندیشه فلاسفه و بزرگان
عالم را متحیر ساخت.
توماس ماساریک، فیلسوف، دولتمند و نخستین رییس جمهور گریگور می نویسد: اگرچه کشیشان ما هم از ذکر مصایب حضرت مسیح(ع)، مردم را متاثر می سازند، ولی آن شور و
هیجانی که در پیرامون حسین(ع) یافت می شود، در پیرامون مسیح(ع) یافت نخواهد شد و گویا سبب،این است که مصایب مسیح(ع) در برابر مصایب حسین(ع) ،پر کاهی است در
مقابل یک کوه عظیم پیکر.
واشنگتن ایرونیگ ، نویسنده، سیاستمدار ، مقاله نویس و شاعر آمریکایی مشهور نیز اظهار می دارد: در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ های تفتیده ی عراق،روح
حسین(ع) فنا ناپذیر است. ای حسین(ع)! ای پهلوان و ای نمونه ی شجاعت و ای شهسوار من.
بروکلمان کارل،خاورشناس و بزرگ ترین عرب شناس آلمانی می نویسد: شهادت حسین(ع) علاوه بر نتایج و اثرات سیاسی، موجب تحکیم و اشاعه ی مذهب شیعه گردید و این مذهب،
مرکز و مظهر تمایلات ضد غرب شد.
تاملاس توندون، رییس اسبق کنگره ملی هندستان هم می گوید: این فداکاری های عالی از قبیل شهادت امام حسین(ع)، سطح فکر آدمی را ارتقا بخشیده و شایسته است خاطره
ی آن همیشه باقی بماند و یادآوری شود.
موریس دوکبرا نویسنده معاصر فرانسوی می نویسد: اگر مورّخان ما حقیقت روز (عاشورا) را میدانستند و درک میکردند که عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه
نمیپنداشتند، زیرا پیروان حسین به واسطه عزاداری حسین میدانند که پستی و زیر دستی و استعمار و استثمار را نباید قبول کنند و شعار پیشرو و آقای آنها، تن به
ظلم و ستم ندادن بود.
گیبون، تاریخ نگار انگلیس مشهور می نویسد: با آن که مدتّی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم، مع ذلک مشقّات و مشکلاتی که حضرت حسین
علیه السلام تحمّل نمود، احساسات سنگ دل ترین خواننده را بر می انگیزد، چندان که نوعی عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود می یابد.
رِنالد الین نیکلسون، خاورشناس و اسلام شناس معروف، می نویسد: بنی امیه سرکش و مستبّد بودند، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند. چون
تاریخ را بررسی کنیم گوید: دین بر ضد فرمانروایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراتوری ایستادگی نمود. بنابراین تاریخ از روی انصاف حکم می کند
که خون حسین علیه السلام به گردن بنی امیه است.
گاسپار دروویل در سفرنامه خود می نویسد: سرگذشت غم انگیز امام حسین علیه السلام و یارانش اذهان نیمی از جهان اسلام را به خود مشغول داشته است. گذشت قرن های
بسیار که هرکدام فاجعه ها و غم های خود را به همراه دارد این داغ را بی اثر نکرده است و احساسی را که یادآوری آن واقعه برمی انگیزد تخفیف نداده است. حتی دشمنان
حسین علیه السلام با دیدن مقاومت بردبارانه او و از خودگذشتگی یارانش، به رحم آمدند(حر). وقایع ثبت شده روز هولناک دهم محرم چنان از عواطف پاک انسانی سرشار
است که مردم را تکان می دهد و تاثر آنها را از نسلی به نسلی دیگر منتقل می کند.
سر پرسی سایکس خاورشناس انگلیسی تاکید می کند: حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی
هر کسی که آن را شنید، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود. این یک مشت مردم دلیر غیرتمند، نامی بلند و غیرقابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.
جرج جرداق دانشمند و ادیب مسیحی یاد آور می شود : وقتی یزید مردم را تشویق به قتل حسین(ع) و مامور به خونریزی می کرد، آنها می گفتند «چه مبلغ می دهی؟» اما انصار
حسین(ع) به او می گفتند «ما با تو هستیم. اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم».
ماربین خاورشناس آلمانی ، می گوید: حسین(ع) با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام
اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت. این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم
هر چه ظاهرا عظیم و استوار باشد، در برابر حق و حقیقت چون پرکاهی بر باد خواهد رفت.
ل. م.بوید، هم می گوید: در طی قرون، افراد بشر همیشه جرات و پردلی و عظمت روح، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز
به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین(ع) و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت
کرده ام، هرچند که ۱۳۰۰ سال از تاریخ آن گذشته است.
و اما اندیشمندان، بزرگان علم و ادب و رجال سیاسی شرقی نیز به بزرگی آن حضرت و حماسه خونینی که در تاریخ بشریت آفرید معترفند.
به عنوان مثال، مهاتما گاندی، رهبر سیاسی و معنوی هندیها و کسی که هندی ها را در راه آزادی از استعمار انگلیس هدایت کرد می گوید: من برای هند چیز تازه ای نیاوردم،
فقط نتیجه ای را که از مطالعات و تحقیق هایم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب
است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی (ع) پیمود. من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی را به صفحات کربلا کرده ام
بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از امام حسین(ع) پیروی کند.
عباس محمود عقّاد نویسنده و ادیب مصری تاکید می کند: جنبش حسین(ع)، یکی از بی نظیرترین جنبش های تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوت های دینی یا نهضت های سیاسی
پدیدار گشته است. دولت اموی پس از این جنبش، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین(ع) تا انقراض آنها بیش از شصت و اندی سال نگذشت.
عبد الرحمن شرقاوی نویسنده مصری، نیز می گوید: حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین(ع) ببالد، بلکه تمام آزادمردان دنیا باید
به این نام شریف افتخار کنند.
طه حسین دانشمند و ادیب مصری و نویسنده کتاب معروف «آن روزها» عنوان می کند: حسین(ع) برای به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش
رها کرده بود، در آتش شوق می سوخت. او زبان را درباره معاویه و عمالش آزاد کرد، تا به حدی که معاویه تهدیدش نمود. امام حسین(ع)، حزب خود را وادار کرد در طرفداری
حق سختگیر باشند.
علامه طنطاوی دانشمند مصری، نیز می گوید: داستان حسینی عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد،
چنانکه رای شتاب به قربانگاه، بر یکدیگر پیشی جویند.
محمد علی جناح یکی از رهبران پاکستان نیز می گوید: هیچ نمونه ای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود.
به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند.
لیاقت علی خان، نخستین نخست وزیر پاکستان، نیز می گوید: روز محرم، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگی دارد. در این روز، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین
وقایع اسلام اتفاق افتاد،شهادت حضرت امام حسین(ع) در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار می رفت. این درس به ما می آموزد که در مشکلات و خطرها هر چه باشد نبایستی ما پروا کنیم و از حق و عدالت منحرف شویم.
Don't fight a battle if you don't gain anything by winning.Field Marshal Rommel The most powerful weapon on earth is the human soul on fire.Marshal Foch Poetry is just the evidence of life.If your life is burning well,poetry is just the ash.Leonard N.Cohen History is the essence of innumerable biographies.Thomas Carlyle
Giacomo Leopardi is one of Italy's greatest lyric poets.
M.H. Abrams
Meyer Howard "Mike" Abrams, usually cited as M. H. Abrams, was an American literary critic, known for works on romanticism, in particular his book The Mirror and the Lamp.
بولاق اوتی اوزه ر سویون اوزونده.بولاغ اوتی روی آب شناور است.حیدر بابایه سلام اثر استاد شهریار
به نام خداوند بخشنده ی مهربان به اطلاع مردم عزیز و دانش پژوه می رسانم که ایرانیان در کسب علم دست کمی از مردم دیگر کشورها ندارند و خیلی سرآمد و سر و بالاتر از آن ها هستند. مرجوم دکتر محمد امین ریاحی، دکتر علی اصغر جعفرزاده استاد دانشکده ی کشاورزی دانشگاه تبریز (متولد فیرورق ساکن تبریز)................. از این قبیل افراد بزرگ می باشند. استاد علی اصغر جعفرزاده فرزند مرحوم محمد جعفرزاده(پرلی) می باشد.بنده ی حقیر به پیروی از این بزرگان دستی به قلم بردم و شش کتاب را برای دانشجویان، دانش آموزان، استادان و عموم خوانندگان تألیف کردم و به چاپ رساندم تا گره ای از مشکلات آن ها بگشاید و به قول سعدی
«به چه کار آیدت ز گل طبقی؟ از گلستان من ببر ورقی.
کتاب ضرب المثل های انگلیسی- فارسیکتابی مختصر و جامع و مفید است و به درد دانش آموزان، معلمان، دانشجویان و استادان می خورد و از تمام منابع انگلیسی و فارسی موجود در بازار استفاده شده است. دانشجویان زبان انگلیسی نیز می توانند از این کتاب برای تحقیق استفاده کنند. این کتاب 80 صفحه است. کتاب دوم Biographical Notes on Prominent Folklorist s درباره ی شرح حال و احوال و آثار فولکلورشناسان یا فرهنگ عامه نویسان مشهور دنیا است که به درد استادان، دانشجویان، معلمان و دانش آموزان می خورد و تنها کتاب موجود به انگلیسیس درباره ی فرهنگ عامه نویسان در ایران می باشد. این کتاب 60 صفحه است. کتاب سوم مجموعه ی مقاله ها و متن های ترجمه شده درباره ی اشخاص بزرگ و موضوعات گوناگون درباره ی موضوعات فلسفی، علمی، تاریخی، ادبی و غیره می باشد و به منزله ی دائره المعارف کوچک شما محسوب می گردد و به درد تمام خوانندگان عزیز می خورد. این کتاب 104 صفحه است. کتاب چهارم من تحت عنوان رباعیات عمر خیام Rubaiyat of Omar Khayyamبا ترجمه ی استادانه ی ادوارد فیتنز جرالد کتابی جامع و کامل است و شما را از خرید کتاب های بی شمار بی نیاز می سازد، این کتاب درباره ی فیتنز جرالد، خیام، نقد ادبی رباعیات، رباعی، خود رباعیات، تأثیر برگردان فیتنز جرالد بر شاعران دوره ی ویکتوریا، عکس های شاعران و ادیبان می باشد، جای چنین کتابی در بازار ایران خالی می باشد و نظیری ندارد و این کتاب 152 صفحه ای به درد همه ی دانشجویان زبان انگلیسی و استادان ادبیات انگلیسی می خورد. کتاب پنجم من تحت عنوان شخصیت های نمایش نامه های شکسپیرCharacters o f Shakespeare’s Plays کتابی جامع و کامل است و جای چنین کتابی در بازار ایران به طور کامل خالی می باشد. در این کتاب تمام شخصیت های نمایش نامه های شکسپیر بررسی شده اند و این کتاب به درد دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، مترجمی زبان انگلیسی و دبیری زبان انگلیسی می خورد. این کتاب 117 صفحه است. کتاب ششم من مقالات انتقادی بر بهشت گمشده ی میلتون Critical Essays on Milton’s Paradise Lost می باشد. این کتاب شامل هفت مقاله درباره ی بهشت گمشده ی میلتون می باشد. جای چنین کتاب جامع و کامل که مقاله ها تسلسل و پیوستگی منطقی دارند و یکی بعد از دیگری می آیند در بازار ایران و انگلیس کاملاً خالی می باشد. این کتاب 166 صفحه ای به درد دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری زبان و ادبیات انگلیسی می خورد. دانشجویان مترجمی و دبیری زبان انگلیسی نیز می توانند از این کتاب برای مرتفع کردن نیازهای خود استفاده کنند. همچنین این کتاب منبع مهمی برای بیرون آوردن تحقیق محسوب می گردد. در پایان اززحمات مرتضی اورتانی عادل پویامنش توحید پویامنش و جعفر آقایارلو تشکر و قدردانی می گردد.
اگر هرگونه پیشنهاد، انتقاد یا نظر اصلاحی را در باره ی کتاب های متن دارید از شما استدعا دارم آن ها را به ایمیل یا وبلاگ من بفرستید. با کمال میل از نظرات شما استقبال می کنم.
در خاتمه لازم می دانم به روح پرفتوح مرحوم پرفسور عباس علی رضایی قاسمی ( 1313-1389) استاد عالی قدر و بزرگ خودم رحمت بفرستم که همیشه مشوق من در تألیف و ترجمه ی کتب انگلیسی بود. دکتر عباس علی رضایی قاسمی در پنجم پاییز 1389 به دلیل سکته قلبی عصر دوشنبه در سن 76 سالگی در منزل شخصی حیات را به درود گفت.روحش شاد و یادش گرامی.مرحوم دکتر رضایی قاسمی استاد دانشگاه تر بیت مدرس تهران دانشگاه تبریز دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و اردبیل پدر ادبیات انگلیس ایران متر جم مثنوی معنوی مولوی مدیر گروه زبان انگلیسی انتشارات سمت و مولف و مترجم 25 کتاب و مقاله های بیشمار بود.دانشمند بزرگ انگلیسی گفت: دین هرچه گران باشد آن قدر که تو درصدد رد آن باشی و مقدار ناچیزی را فراهم آورده به وام دهنده تقدیم کنی مایه ی سربلندی و آسایش وجدان تو است». علاقه مندان می توانند این کتاب ها را از کتابفروشی نیما، دانشجو، پرهام، اکسفورد، کسری، مطبوعاتی شهریار، شایان، اندیشه ی نو، سعادت تبریز، فروزش تبریز و نوشت افزار سینای فیرورق تهیه نمایند.
رحیم پناهی شهرستان خوی
دکتر عباسعلی رضایی، ردپایی ماندگار در حافظهیِ ما
دکتر رضایی را از دست دادیم. در سالهای طولانی و در فضای خواندن و نوشتن، میان دانشجویان و استادان انگلیسی شبکهای ذهنی درست میشود. هر کسی بر پایهیِ سهمی که در فضای ایجاد شده دارد، جایی را پر میکند. چنین فضایی در میان استادان و دانشجویان زبان انگلیسی دانشگاههای آذربایجان ایجاد شده بود. دکتر رضایی در این شبکه جایی بسیار بزرگ را شکل داده بود. با رفتن او خلایی گسترده در این شبکهیِ دوستیها احساس میشود. دکتر رضایی با همه بود و مانند همه نبود. دکتر رضایی ویژگیهایی یگانهای داشت.
دکتر عباسعلی رضایی شاهدی بر سرگذشت مردم آذربایجان در شصت سال گذشته بود. دکتر رضایی در تمام رویدادهای اجتماعی کناری ایستاده و شاهد چرخش جریانهای جامعه بود. دههیِ چهل همیشه پیش چشمان او بود. از غلامحسین ساعدی، جلال آل احمد، صمد بهرنگی، سیمین دانشور، فریدون مشیری، نیما یوشیج و خیلیها سخن میگفت و سخنانش آشنایی نزدیکِ او با آن نویسندگان را گواهی میداد. با بسیاری از آن نویسندگان عکس داشت. از ارنست همینگوی و جان اشتاین بک و سلینجر هم همانند نویسندگان ایران سخن میگفت. فصلِ یک «خوشههای خشم» را دوست داشت و از «پیرمرد و دریا» لذت میبرد. دکتر رضایی تاریخ شفاهی شصت سال بود. اگر ذهنیات خود را مینوشت، متنی زیبا و شاهدی بر تاریخ پدید میآمد. افسوس دستش به نوشتن نرفت. دکتر رضایی استاد سخن شفاهی بود.
دکتر رضایی ویژگی اجتماعی پرشکوهی داشت. درِ خانهاش به روی همه باز بود. دومین روز هر بهار دانشجویان و استادان به دیدنش میرفتند و در خانهیِ او پزشکی متخصص در کنار روزنامهفروش می نشست و سخن میگفت. اهل محفلها بود و براستی محفلهای ادبی با حضور او رونق میگرفت. در جلسات گروه «دها» (دوستداران هنر و ادبیات) مجلسآرای محفل او بود. با رفتنِ او، جلسات «دها» هم روزگاری دراز سوگوار خواهد شد. دکتر رضایی زینت جلسات و همایشهای علمی بود.
دکتر رضایی در استفاده از تک بیتهای ادبیات پارسی براستی استاد بود. در میان سخن اجتماعی و یا ادبی، ناگهان تک بیتی را میخواند و تک بیت با فضای مجلس و بافتِ سخن چنان متناسب به نظر میرسید که شنونده احساس میکرد شاعر آن شعر را برای همین مناسبت سروده است. در سومین کنفرانس ترجمه (دانشگاه تبریز، 1377) دکتر رضایی مترجمان را با سخنانی زیبا به روی صحنه دعوت میکرد. نجف دریابندری و صفدر تقی زاده با دعوتِ دکتر رضایی به روی صحنه رفتند و رضا سید حسینی سرگرم کاری بود و در رفتن به روی صحنه درنگی معنادار داشت و گفت «من آشفتهام، اینجا راحتترم». واژهیِ «آشفته» در سخن رضا سید حسینی خیلی برجسته مینمود. دکتر رضایی بیدرنگ بیتی خواند: «ای که آشفتگی زلفِ تو آسایش ماست / گر چنین است پس آشفتهترش باید کرد». استاد رضا سید حسینی بیهیچ سخنی و روی موجِ تشویقِ حاضران بلند شد و به روی صحنه رفت. بر سر رضا سید حسینی مویی دیده نمیشد که آشفته و یا به سامان باشد. هر تک بیت مناسبی از زبان کسی در هر جایی دکتر رضایی را در ذهن ما زنده خواهد کرد.
دکتر رضایی در برانگیختنِ گروهی از دانشجویان به پیگیری جریانهای ادبی استاد بود. در کلاسها سخن میگفت و گرم میشد و سخنانی بسیار زیبا بر زبان میآورد. دانشجویان به نوشتن تک جملاتِ شگفتانگیز دکتر رضایی دل میدادند. کتابها را خیلی خوب معرفی میکرد. پس از کلاسهای او گروهی از دانشجویان به کتابخانه میرفتند تا کتابهای معرفی شده را به امانت بگیرند. خودش هم خوب کتاب میخواند.
دکتر رضایی برای استادان گروه انگلیسی کمکی بزرگ انجام داد. در سالهایی که مدیر بخش انگلیسیِ انتشارات سمت بود، کتابهایِ فراوانی را برای دانشجویان گروه انگلیسی تدوین کرد. انتخابهای دکتر رضایی اغلب داهیانه هستند. داستانها و شعرهایی که برای چاپ در کتابها انتخاب کرده، مناسب ذوق و توان دانشجویان ایرانی است. همواره در جستجوی داستانهای پرکشش برای گنجاندن در کتابهای درسی دانشجویان بود. دکتر رضایی دوست دانشجویان بود.
دکتر رضایی برای استادان نیز یک دوست خوب بود. استادانی که پا به سن میگذارند، اغلب در برنامهنویسی وجلسات گروه مانعی در کار گروه ایجاد میکنند. دکتر رضایی هرگز چنین نبود. این مرد هرگز خودخواهی را به فکرش راه نداد و در هر برنامهای دستی یاریدهنده برای اعضای گروه علمی بود. همواره آماده بود به دیگران کمک بکند. در هر برنامهای با هر موضوعی میتوانست سخنرانی کند. از این پس جای او در برنامههای دانشگاهی بسیار خالی دیده خواهد شد. به گمان من، کسی نمیتواند جای دکتر رضایی را پر کند.
کوچ ناگزیر دکتر عباسعلی رضایی در پنجم پاییز 1389 پاییز را برای من محسوس کرده است. من رنگارنگی پاییزِ طبیعت را قیاسی مناسب برای رنگارنگی شخصیتِ دکتر رضایی میپندارم. دکتر رضایی نیز همچون پاییز آرامشی شگرف داشت و گاهگاهی چون روزهای میانهیِ پاییز توفانی میشد. دکتر رضایی برگی در باغ ادبیات بود که با برگریزان پاییز بر خاک افتاد. او را با تمام ویژگیهایش دوست داشتم و اکنون در نبودش دلم میگیرد و تنها طراوت باران را آرزو می کنم.مرحوم دکتر رضایی پدر تاریخ ادبیات انگلیس در ایران بود.روحش شاد و یادش گرامی.
Hafiz
Even After All this time The Sun never says to the Earth, "You owe me." Look What happens With a love like that, It lights the whole sky.
I wish I could show you when you are lonely or in darkness the astonishing light of your own being.
Fear is the cheapest room in the house. I would like to see you living in better conditions.
BICKNELL, HERMAN (1830-75), a translator of Ḥāfeẓ. Born at Herne Hill, Surrey, England, on 2 April 1830, Bicknell was educated at Paris, Hannover, and London’s University College and St. Bartholomew’s Hospital. After taking a medical degree at the Royal College of Surgeons in 1854, he served in the army as assistant surgeon for six years, first in Hong Kong in 1855 and then for four years in Mianmir, Lahore, where he also studied oriental languages. After returning to England in 1860, he served briefly on the staff at Aldershot but resigned his commission in 1861 in order to travel and study languages. By the next year, he was residing in Cairo, from where he made the pilgrimage to Mecca undisguised, the first Englishman to do so. In 1868 he traveled eastward through Aleppo and spent some months in Shiraz in 1869, studying and translating ḡazals by Ḥāfeẓ. His other travels took him to America, the Arctic, Ecuador, and the Far East. He died in London on 14 March 1875 and was buried at Ramsgate.
Shortly after his death, Bicknell’s Háfiz of Shíráz. Selections from His Poems(London, 1875) appeared under the editorship of his brother Algernon Sidney Bicknell, whose biographical preface (pp. xi-xii), rewritten for Dictionary of National Biography, vol. 2 (Oxford, 1921-22, pp. 472-73), is the standard source. Over forty of the nearly 200 ḡazals Bicknell translated were reprinted as “The Diván of Háfiz” in Persian Literature (in The World’s Greatest Literature) with a special introduction by R. J. Gottheil (2 vols., London and New York, 1900, rev. ed. 1902, repr. Norwood, Pennsylvania, 1986, vol. 1, pp. 363-410).
J. D. Yohannan (Persian Poetry in England and America. A 200-Year History, New York, 1977, p. 175) calls Bicknell’s Selections “the accepted translation of Hafiz for that age” and asserts that “until the later versions of Gertrude Lowthian Bell, Bicknell’s were universally regarded as the best translations of Hafiz in English.”
Bicknell’s metered and rhymed translations, some replicating or at least giving the impression of Persian monorhyme patterns, exhibit the translator’s belief that Ḥāfeẓ “utters an unbroken strain of joy and contentment” and that the peerless Persian lyric poet is “almost the only poet of unadulterated gladsomeness that the world has ever known” (Persian Literature, pp. 365-67),
Although dated in its Victorian diction and verse techniques, Bicknell’s work is a significant chapter in the tradition of Ḥāfeẓ translations in English by John Nott (1787), John H. Hindley (1800), H. Wilberforce-Clarke (1891), Walter Leaf (1898), Gertrude Bell (1898, 1928), Arthur J. Arberry (1947), Peter Avery and John Heath-Stubbs (1952), Robert Rehder (1966), Michael Boylan (1987), and others, which demonstrate both continuing interest in Ḥāfeẓ in the English-speaking literary world and the persisting inability of translators to bring the 8th/14th-century poet’s verse to poetic life in English.
.God sees the truth , but waits.is a short story written by Leo Tolstoy
سعدی
مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او "سعدی" است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ سعدینامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کردهاند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
کفیت اذی یا من یعد محاسنی علانیتی هذا ولم تدر ما بطن گلستان باب دوم.ای کسی که خوبی های مرا بر می شماری از گزند محفوظ باشی .ظاهر حال من این است که تو می بینی ولی از باطن من خبر نداری.کفیت اذی نیز خوانده اند به این معنی آنچه مرا آزردی بس است.مرحوم دکتر غلام حسین یوسفی
Arberry
Arthur John Arberry FBA was a respected British orientalist. A prolific scholar of Arabic, Persian, and Islamic studies, he was educated at Portsmouth Grammar School and Pembroke College, Cambridge.
عکسی که شهریار بود نام نامیش
اندر محیط فضل مر او را عدیل نیست
خفاش طبع و کور دلی گر دلیل خواست
گو آفتاب را بر بینا دلیل نیست
مرحوم دکتر پدیده تبریزی
مطالعه ی این کتاب برای دانشجویان فعال توصیه می شود:Barron's How to Prepare for the TOEFL.10th Edition.